مبرهن است كه استفاده از ضرب المثل بر غناي زبان مي افزايد. در ادامه سعي شده است ضرب‌المثل‌هايي كه در حال حاضر كم‌تر در جامعه مورد استفاده قرار ميگيرد ارايه شود.

حرف آ

* آدم بي اولاد پادشاه بي‌غم است.

* آدم تنبل عقل چهار وزير را دارد : بيكاره‌ها و تنبل‌ها بجز حرف زدن و نصيحت دادن به ديگران وظيفه‌اي ندارند.

* آدم و يك آه و دم

* آسوده كسي كه خر ندارد (از كاه و جوش خبر ندارد):معادل هركه بامش بيش برفش بيشتر.

* آنقدر چريدي كو دمبه‌ات: از آنهنه تلاش و زحمت چه سودي بردي، از آنچه ادعا ميكني چيزي نمي بينم.

* آنقدر سمن است كه ياسمن پيدا نيست:  در ميان ديگران چيزي به حساب نمي‌آيد، قطره‌اي است در ميان دريا.

* آنها دو نفر بودند همراه، ما صد نفر بوديم تنها  اتحاد و اتفاق عامل موفقيت در پيشرفت امور است. يك دست بي‌صداست.

 حرف الف

*  ابليس كي گذاشت كه ما بندگي كنيم   اشاره به اشخاص مزاحم و پررويي است كه مانع كار و زندگي مي‌شوند.

* اجاره نشين خوش‌نشين است.    هرجا را خوشتر ديد همانجا برايش بهتر است. معادل اين خر نشد خر ديگر.

* اجل برگشته مي ميرد نه بيمار سخت   :تصورات و نتيجه‌گيري‌هاي ما از مسايل زندگي نمي‌تواند قاطعيت داشته باشد

* ارث خرس به كفتار ميرسد   بدي جانشين بدكاره‌اي شدن، به جاي بد بدتري آمد.

* از تفنگ خالي دو نفر مي‌ترسند    يكي كسي كه تفنگ را در دست دارد و ديگري كسي كه تفنگ به سوي او نشانه رفته.

* از دبه كسي ضرر نديده    چانه زدن پس از طي كردن. بعد از عهدشكني يا بهم زدن معامله استعمال ميشود.

* از دور دل مي برد و از نزديك زهره را    :نمايي زيبا و منظره‌اي خوش ولي پوچ و فريبنده داشتن. همانند: آواز دهل شنيدن از دور خوش است.

* از ريش برداشتن و به سبيل چسباندن:    خراب كردن جاي آبادي جهت آبادي جاي ديگر.

* از زمين به اسمان نمي بارد:    معادل: بزرگ و كوچكي گفتن.

* از مردي تا نامردي يك قدم است:    به مجرد غفلت از راه و روش انساني و جوانمردي كوره‌ راه بدنامي و نامردي آغاز ميشود.

* اسب را گم كردن و پي نعلش گشتن:   اصل مطلبي را گذاشتن و دنبال حواشي آن رفتن.

* اگر پدرش را نديده بود ادعاي پادشاهي ميكرد:   با آنكه از خانواده چندان متشخصي نيست دست از تكبر خود برنمي دارد.

* اگر خاله‌ام ريش داشت آقاداييم بود    :در جواب كسي كه خيلي اگر و كاشكي ميكند. معادل: اگر را با مگر تزويج كردند/ از ايشان بچه‌اي شد كاشكي نام.

* اگر دير آمدم شير آمدم   .هرچند تاخير دارم ولي در انجام كار موفق بوده‌ام.

* اگر گوشت يكديگر را بخورند، استخوانش را پيش غريبه نمي‌اندازند:

* اگر مهمان يكي باشد ميزبان گاو ميكشد:  اگر توقع در حد مقدورات انسان باشد پذيرفتني است.

* انگور خوب نصيب شغال ميشود:    معمولا چيزهاي خوب و پسنديده به دست افراد ناباب و ناسزاوار مي‌افتد. 

حرف ب:

* به آهو مي گويد بدو، به تازي ميگويد بگير: دو طرف را تحريك كرده و به جان هم مي اندازد، نفاق افكني ميكند.

* با اين ريش مي‌خواي بروي تجريش  :مگر آدم عاجزي مثل تو مي‌تواند كار صورت دهد.

* به اسب شاه گفته است يابو:  آدم مغروري را رنجاندن

* براي همه مادر است براي ما زن‌بابا:

* به سفارش حج قبول نمي شود:   پاره اي از كارها را خود شخص بايد انجام دهد.

* بعد از چهل سال گدايي شب جمعه را گم كرده:    با مهارتي كه دارد باز اشتباه ميكند.

* به گربه گفتند فضله‌ات درمان است خاك رويش ريخت:   مضايقه كردن چيز ناقابلي، كسي كه جنبه كاري و خاصيتي نداشته باشد.

* بلبلان خاموش و خر در عرعر است:

* به مرغش نمي‌توان گفت كيش:     مردماني جنجالي و خودخواهند، نمي‌توان گفت بالاي چشمت ابروست.

* بودور كه واردور (تركي: همينه كه هست)

* بيرون نرفتن عروس از بي چادري است:   معادل آب نمي‌بيند والا شناگر ماهري است.