حرف پ:

* پاي ملخ نزد سليمان بردن:   هديه ناچيزيست و قابل شما را ندارد.

* پسخوان را به پيشخوان زد و رفت:   1- داد و بيداد كرد و رفت.  2-همه چيز را ول كرد و رفت

* پلو معاويه چربتر است:   حق با زورمند است. وقتي استعمال ميشود كه قانون ،جامعه يا شخصي حق را به غلط به طرف قوي تر داده  باشد.

* پول بي زبان را دست آدم زباندار نمي‌دهند:   پول خود را به كسي كه نتواني از او بازپس گرفت نسپار

* پول عاشقي به كيسه برنمي گردد:   آنچه در راه عشق و هوس هزينه شود به دست انسان برنمي‌گردد.

* پياز فلاني كونه نمي كند:  يك جا بند نمي شود. كسي كه دايما تغيير شغل داده و نهايتا هميشه بيكار و عاجز است. 

حرف ت:

* تا ابله در جهان است مفلس در نمي‌ماند:   افراد زيرك از خوش باوري و سادگي اشخاص براي مقاصد خود استفاده مي كنند.

* تا نهال تر است بايد راست كرد:   كودكان را بايد در سنين اوليه تربيت و پرورش دهند.

* تا هستم به ريش تو بستم:  (به شوخي) تكيه كلام زنها به شوهرشان. من از تو جدا شدني نيستم.

* تره به تخمش ميره حسني به باباش:  معادل: از كوزه همان تراود كه در اوست. هر چيز به اصل خود برميگردد.

* تغاري بشكند ماستي بريزد/جهان گردد به كام كاسه‌ليسان:اشخاص بيكاره منتظرند حادثه‌اي رخ دهد و آنها لفت وليسي بكنند.

* تويمان خودمان را مي كشد، بيرونمان مردم را:  مردم به ما حسادت مي كنند و حسرت زندگي ما را مي خورند در حاليكه خودمان مشكلات بسياري داريم.  

حرف ج:

* جايي كه شتر بود به يك غاز/ خر قيمت واقعي ندارد:  وقتي كه به وجود افراد ارجمند و گرانقدر توجهي نمي‌شود نمي توان عدالت انتظار داشت.

* جفتش را بيار، مفتش را ببر: اشاره به اينكه هرگز نظيري ندارد. از مال خود با قطعيت تعريف كردن.

* جهنم هم به اين گرمي نيست:  در جواب دروغ شاخدار استعمال ميشود. دروغي بگو كه در عقل بگنجد! 

حرف چ:

* چراغ از بهر تاريكي نگهدار: معادل پل‌هاي پشت سرت را خراب نكن.

* چشم فلاني هزار كار ميكند كه ابروش نمي فهمد:  چنان در نهانكاري ورزيده است كه هيچكس سر از كارش درنمي‌آورد.

* چكش خورش خوب است:  براي گرفتن تعليم آمادگي دارد. اطلاح‌پذير است. 

حرف ح:

* حاجي مُرد و شتر خلاص

* حالا كه تالان تالان است(صد تومن زير پالان است):  معمولا اين ضرب المثل در اوج دعواي لفظي و قبل از اعتراف به عملي كه شنيدن آن موجب رنجش بسيار طرف مقابل مي‌شود بيان ميگردد. مثلا به اين تكه از دعواي زن و شوهري دقت كنيد:- حالا كه تالان تالان است بگذار بگم كه منم هيچوقت از پدرت خوشم نمي‌اومد!

* حرفهايت مفت، كفشهايت جفت:  با كسي كه ياوه‌گويي ميكند كاري ندارم بفرما برو.

* حكم بچه از حكم شاه روانتر است:  خواهش بچه شيرين را نمي شود رد كرد، اگر شده با گريه و زاري حرف خود را پيش مي‌برد.

* حكيم باشي را دراز كردن:  بجاي مريض دكتر را مداوا كردن. 

حرف خ:

* خر رو به طويله تند مي دود:  در مورد آدم بي خيري استفاده مي شود كه براي انجام كاري كه به سودش است فعال و مشتاق مي باشد.

* خر كريم را نعل كردن: سبيل كسي را چرب كردن

*خروار نمك است مثقال هم نمك: تاييد و قبول نعمت است چه كم چه زياد

* خم رنگرزي كه نيست بزني و دربياوري: كار ساده و آساني نيست كه بشود بسرعت انجام داد.

* خواهي عزيز شوي يا كور شو يا دور شو: اگر به توجه و محبت كسي احتاج داري از بازگو كردن عيب و خطايش خودداري كن تا از تو نرنجد.

حرف د:

* دختر سعدي بودن (فلاني دختر سعدي است): همه جا هست جز خانه خودش. زني كه بيشتر در خانه دوست و آشناست تا خانه خودش.

* درازي شاه خانم به پهناي ماه خانم: اين به آن در.

* در تاريكي رقصيدن: در پشت سر كسي دور برداشتن و ادعاي بيجا كردن.

* در خانه مور شبنمي توفان است:  براي مردم بينوا و فقير زيان كم هم قابل تحمل نيست.

* درخت پربار سنگ مي خورد:  آدم دانا از سوي عوام بيشتر دچار گرفتاري و دردسر مي شود.

* دروغگو را تا در خانه‌اش:  با چنين آدمي هرگز نبايد معاشرت و رفت و آمد داشت.

* دزدِ نگرفته پادشاه است

* دلاكها كه بيكار مي‌شوند سرهم را مي‌تراشند:  دوستان هواي يكديگر را دارند.

* دوغ و دوشاب را يكي انگاشتن:  ميان خوب و بد فرقي قايل نشدن.

* دو لنگه در را كه پهلوي هم مي گذارند براي آنست كه به درد هم بخورند:  وجود دوستان بايد براي يكديگر اثر و فايده اي داشته باشد.

* دهن فلاني آستر دارد:  توانايي خوردن غذاهاي داغ را دارد.

* دهن سگ هميشه باز است:  آدمي تند و بد دهن، كارش همواره غيبت كردن از اين و آن است. 

حرف ر:

* رو كه بدهي آستر هم مي‌خواهد:  از خوشرويي سوء‌استفاده كردن. 

حرف ز:

* زبان خر را خلج مي داند:  (به شوخي) اين دو نفر بهتر به حال و احوال يكديگر آشنايند.  

* زبان در دهان پاسبان سر است

* ز يبماري بتر بيمارداري است

* زر بر سر پولاد نهي، نرم شود:  با تكيه به قدرت پول و ثروت هر مشكلي براي انسان آسان مي‌گردد.

* زني كه جهاز ندارد اينهمه ناز ندارد:  معادل جيب خالي پز عالي 

حرف س:

* سر كچل و عرقچين:   امر غيرضروري و بي تناسب

* سرم را بشكن حرفم را نشكن:   حرف مرا دو تا نكن. همانند: حرف مرد يكي است.

* سرم را مي‌شكني، نخودچي كشمش تو جيبم مي ريزي:    آنهمه ضرر و زيان به من زدي حالا مي خواهي با حرف و تعارف تلافي كني.

* سگي به بامي جَسته، گَردِش به او نشسته:   درباره كسي گفته مي‌شود كه به جهت داشتن نسبت خيشاوندي با خانواده سرشناسي به خود ببالد و به رخ سايرين بكشد.

* سيب سرخ براي دست چلاق عيب نيست:  از چيزهاي با ارزش مردم عادي و محروم هم مي‌توانند استفاده كنند.

 * سيد‌علي را بپا:   مواظب اين مرد باشيد چيزي از شما به سرقت نبرد. آدم حقه‌بازي است. نگذاريد سر از كارتان درآورد. 

حرف ش:

* شاخ در جيب كسي گذاشتن:   تحريك و ترغيب كردن كسي

* شراب مفت را قاضي هم مي خورد:  معادل: مفت باشه كوفت باشه

* شكم گرسنه و آروغ فندقي:   معادل جيب خالي پز عالي

* شوهر كردم  وسمه كنم نه وصله كنم:   زبان حال زنان خانه‌داري است كه از كار خانه شكايت مي‌كنند. 

حرف ص:

* صنار جگرك سفره قلمكار نمي خواهد:   تهيه كلي تشريفات فقط براي غذايي ساده و مختصر 

حرف ع:

* عباي ملانصرالدين:   چند نفر به نوبت آن را مي‌پوشند. همه ار آن استفاده ميكنند.

* عروس ما عيبي نداره، كوره، كچله، سرگيجه داره:  (به طنز) همه محاسن در او جمع است. پر از عيب و ايراد است. غالبا درمورد شخصي آشنا استعمال ميشود.

* عسل نيست كه انگشت كنند:  اين زن يا دختر آن قدر هم بي‌شخصيت و سست‌عنصر نيست كه نتواند خود را حفظ كند. در تبرئه جنس مونثي بكار ميرود كه كمي سر و گوشش مي جنبد ولي فاسد نيست.- شنيدم دختر فلاني شب ها معلوم نيست كجا ميخوابه- حالا گفتن! عسل نيست كه انگشت كنن!  

جا دارد ياد نويسندگان و پژوهندگاني كه به جمع آوري ضرب‌المثل‌هاي عاميانه، مثل‌ها، آداب و رسوم قومي و فرهنگ فولكوريك ايران پرداخته‌اند را گرامي بداريم:علي‌اكبر دهخدا، جمال‌زاده، صادق هدايت، احمد شاملو، علي بلوكباشي، ابوالقاسم انجوي شيرازي، اميرقلي اميني ، حسين ملكي و…  

و با تشکر از اظهار لطف دوستان ادب دوست