اي كاش من يه موشك بودم. آونوقت آخوندهاي وطني با جنس مرغوب منو ميساختند –توپ- و ميفرستادن فضا. ديگه هم لازم نبود واسه تهيه جنس، طلاهاي زنم را بفروشم.
اي كاش من يه موشك بودم. شنيدهام موشك ها يك عالمه بنزين مصرف ميكنن. آونوقت ميتونستم يك خورده از بنزينم را زير قيمت به آق حبيب بفروشم تا هم اون بنده خدا با خيال راحت مسافركشياش را بكنه هم من سرم جلو زنم بلند باشه كه هواي آق داداشش رو داشتم.
اي خدا! ميشد منم يك موشك ميشدم. آنوقت همه واسم دست ميزدن و با سلام و صلوات راهي ام ميكردند. نه مثل آق حبيب كه موقع خدافظي كون مباركش رو هم تكون نمي ده. مادرزنم هم ديگه با خيال راحت ميتونست به من افتخار كنه و پزم را جلو منيره خانوم كه دامادش تو بساز بفروشه بده.
اگه ميشد كه موشك بشم، زنمم را ميگذاشتم رو كولم وتو جاده چالوس مثل موشك از ماشينهاي مدل بالا جلو ميزديم، ميرفتيم شمال. آخه بعد سه سال ازدواج، حسرت يك ماه عسل به دلش مونده لامصب!تازه ميتونستم با افتخار ماهواره هم حمل و نقل كنم. فكر نكنم ديگه كسي جرئت ميكرد نصفه شب بريزه خونهمون و ماهوارهاي كه با قرض و قوله خريده بودم جمع كننه ببره.
شنيدي اين موشك ها چه اسم هاي خوشكلي دارن: كروز، شهاب، مالستيك[1]، هوا-فضا. اگه موشك بودم دسكم يه اسم درسدرمون داشتم. خدا بيامرزتت آقاجون، آخه صفدرقلي هم شد اسم؟
تلويزيون ميگفت ساختن موشك خيلي علم ميخواد. اگه موشك بودم حتمن اين ديپلم رياضي ام به يه دردي مي خورد. پدرزنم ديگه نمي گفت سواد واسه پولدارهاست و خونهدار شدن باجناق سيكلمون رو چماق نمي كرد رو سرم.
ديروز تو صف شير از دهنم پريد گفتم كاش ما هم موشك بوديم. يكي گفت: ما همش تو شكيم داداش، موشك نيستيم! يه پيرزنه كه چپ چپ نگام ميكرد پرسيد: اونوقت منفجر نميشدي؟ گفتم: ننه جون! من همينجوريش هم جر رفتم، منفجرهم روش!
آخ كه اگه موشك بودم ميتونستم تو اين همه بدبختي و فلاكت با يه خبر خوب برم خونه: عزيزم! مژده! من يه موشك هستم!


3 comments
Comments feed for this article
فوریه 6, 2008 روی 5:07 ق.ظ
ارسلان
بسیار عالی بود
فوریه 6, 2008 روی 6:19 ق.ظ
mea2002
جالب بود
فوریه 6, 2008 روی 7:43 ق.ظ
farasun
بسیار جالب بود، کاش همه چیزمان مثل نیروگاه های هسته ای و موشکی مان پیشرفت می کرد.